روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

در وصف تنهایی

میدونی تنهایی یعنی چی؟یعنی شب یلدات توی اینترنت دنبال یه سایت سرگرمی بگردی تا خسته شی و خوابت بگیره........یعنی حتی هیچی هم نباشه که بخوای دراز بکشی و فکر کنی بهش ولذت خیال بافی یا رویا پردازی رو آروم آروم مز مزه کنی......تنهایی در حد تیم ملی..........

-- به قول پروانه،پوستش پر بود از شوق زندگی. یه لحظه ترسیدم از صورت خندونش .از شما چه پنهون هم حسودیم شد به خوشیش ،هم حرفی واسه گفتن نداشتم،پس خودم رو آفتابی نکردم........

 

   + مریم ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

یلدا

وقتی تو نیستی انارهای دلم را برای که دانه کنم؟

 

 

   + مریم ; ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بازم بارون...

از بارون خوشم نمیاد.شب هایی که بارون میباره نمی تونم خوب بخوابم...با بارون احساس نا امنی می کنم.

 

   + مریم ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بدهکاری

به زنانگیم بدهکـــــــارم ،خیلی زیاد

   + مریم ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

اونقدر دلم گرفته که می خوام بمیرم

انگاری تموم ِ غم های دنیا توی دلم چمع شدن.دلم سنگین ِ سنگینه........دلم گریه حسابی می خواد.گاهی واقعا از تنهایی قوی بودن خسته می شم......خسته شدم از بس که برای همه چیز مثله سگ جون بکنم.....

خدای سنگدلی دارم....

   + مریم ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دلم واسه زنــــــ ـــدگی کردن تنگ شده....

فکر کنم خدا یادش رفته که باید بین اینهمه مشکل و گرفتاری و غم و غصه یکم دلخوشی هم واسه زندگی داشته باشیم...

آخه ما چه گناهی کردیم که توی این خاک نفرین شده به دنیا اومدیم؟..

 

 

   + مریم ; ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دزدی تو روز روشن

کثافتا ٢ ماه حقوقم رو سگ خور کردن....

 

   + مریم ; ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

یقه کی رو بگیرم؟

فکر نکنم بتونم دلیل این رو بفهمم که چرا با وجود دستگاه فکس هنوز بعضی نامه های اداری رو پست می کنن که معلوم نیست چه بلایی سر نامه و اونی میاد که منتظر نامه اش هست میاد

حالا قضیه چیه؟اینه که واسه اینکه حکم من واسه حقوقم ثبت بشه نیاز به یه نامه از طرف دانشگاه هست.اداره 18مهر نامه فرستاده به دانشگاه ،دانشگاه  جواب نامه رو 16 هُم پست کرده.اما هنوز به دست اداره نرسیده.امروز از صبح ساعت 8 دارم یا تلفنی با بایگانی و دبیرخانه دانشگاه حرف می زنم یا با دبیرخانه و معاونت و بقیه جاهای اداره(خوب جالب اینجاست نامه باید به بخشی برسه که الان 1هفته ای میشه کارمنداش برکنار شدن یا رفتن و کسی جوابگو نیست).

دبیرخانه دانشگاه اول میگه نامه رو به تهران پست کرده ،منمتعجب ،تماس می گیرم بایگانی میگه خانم چندبار تماس میگیرین ،نامه رو فرستادیم خوزستان، منلبخند ،دوباره دبیرخانه..خانمه دیگه عصبانی شده از دستم،میگم تهران نباید میرفت بایگانی هم میگه جواب واسه خوزستان بوده.....خانمه داد و بیداد میکنه از همکاراش که چرا تهران؟یکی اون وسط میگه که نه خوزستان هم فرستادیم.منم که آخرش  نمی فهمم واقعیت چیه........می خوام از پست شهرستان پیگیری کنم ،هر جا تماس میگیرم یا نیستن ،یا تلفن دایما اشغاله ،یا منو به یه شماره دیگه حواله می کنه که هیشکی جواب نمیده............حالا قشنگی کار اینجاست که بخش نامه جدید اومده که تا اون نامه نیاد من نباید شروع به کار کنم و جاالبتر اینکه من الان 50روزی میشه که مشغوله کارم......همیجوری هم طبق بخش نامه جدید واسه 22 روز از روزایی که کار کردم حقوقی نمی گیرم.........حالا موندم این وسط یقه کی رو بگیرم که نامه من کو؟کجاست؟یعنی واقعا یه نامه وقتی با پست عادی فرستاده میشه بعد 1 ماه نمی رسه؟؟؟؟؟

رسما خل شدم...

 

پ.ن:www.ebuddy.comهم فیلتر شد.بازم هووورررررررررا واسه مملکتی که داریم.

 

   + مریم ; ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

من...

من آدم حرف زدنم.توانایی این رو دارم که از سیر تا پیازه یه روز ِ عادی رو واسه یکی تعریف کنم .اصلا دوست دارم اینو....اما مشکل اینجاست که هر کسی نمیاد به این حرف ها گوش بده و یا اگه هم سعی کنه خستگیش رو میشه فهمید .حق هم داره.منم گاهی اینجوریم.اصلا این جور حرفای خاله زنکی و گزارش های روزانه مخصوص آدمهای خاص زندگی هر شخصی هستن که فقط اونهان که با روی گشاده جوری بهت گوش میدن که انگاری داری مهمترین خبر دنیا رو بهشون میگی.......و البته خودمون هم معمولا شنونده جزیی ترین احوالات همین آدمهای مهم زندگیمون هستیم و با شوق گوش میدیم......بدون اینکه خسته بشیم....

من این آدم خاص رو توی زندگیم کم دارم....

 

   + مریم ; ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

ایول به چت

دولت قدرتمند و مردمی از مسنجر می ترسه..........هوووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

   + مریم ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

...

آقای دکتر رو دیدم ،نشناختم و سلام نکردم،امروز آقای "و"میگه شما دکتر رو میشناسین؟که یعنی دفعه دیگه ادای احترام کن...

 

 

   + مریم ; ٩:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

هوا عالیه...

هوا عالیه و من هر روز دلم یه پیاده روی جانانه می خواد اما پایه ندارم....یکی دیگه از مشکلات شهرهای کوچیک همینه کهیه یه دختر نمی تونه تنهایی بره قدم بزنه .........

امروز خجالت کشیدم بگم ٢۵سالمه ،فکر کردم خیلی بزرگ شدمناراحت

همیشه می گن که خانم ها خاله زنک هستن اما این یه اشتباه بزرگه،اگه قبول ندارین بیاین همکارای مرد من رو ببینین....

 

   + مریم ; ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

آدمی که منم...

الان من آدمیم که از رابطه می ترسم،از انتظار،حتی از اینکه کسی منتظرم باشه ،از تعلق،از همه چی،همه اینها رو می خوام و فکر می کنم اینا جزو بهترین های زندگی هستن اما ازشون می ترسم. ترس ِ از شکست باعث شده که اینطوری بشم.....

 

 

   + مریم ; ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

گــــــ ـه اخلاق

اینهمه واست گفتم که دور منو خط بکشی بدونی با من به جایی نمی رسی باز می پرسی از اخلاقت بگو؟.........

 

 

   + مریم ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دور نما

یه چیزی میگن:داخلمون خودمون رو میسوزونه ،بیرونمون مردم رو....حالا شده حکایت زندگی ما.......

 

 

   + مریم ; ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

تنوع شغلی

همیشه دوست داشتم یه کار روتین داشته باشم که هر روز بدونم چه کاری رو باید انجام بدم و استرس و نگرانی نداشته باشه.اما الان کارم مثله آش شله قلم کار میمونه .از همه چیز باید سر در بیارم و با خیلی ها باید طرف بشم.حتی باید یاد بگیرم گاهی اموزش بدم یا .......تنوعش زیاده ،فعلا که ناراضی نیستم از اینکه  توی فضای کامل جدید و متنوع قرار گرفتم راضیم تا بعد که چه پیش آید.......

امـــروز هم یه جلسه بود پر از اصطلاحات پزشکی که هیچی نفهمیدم و انگاری باید در آینده ازشون سر در بیارم.(به مسؤل مربوطه میگم من فقط می دونم سرماخوردگی چیه...میگه خوب باید کم کم آشنا بشی.......)

سر درد دارم شدیددددددددددددددد

 

   + مریم ; ٧:٠٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بهانه ی دل

دلیل ِ تمام ِ غم های دنیا ،نبودن ِ توست....

 

 

   + مریم ; ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

دل خوش سیری چند؟

٣ساعت هست دارم فکر می کنم به این پوست صاحب مرده یه بخور بدم آخرش دیدم حوصله ندارم ٢٠ دقیقه بمونم زیر حوله...اومدم نشستم اینجااااااا....

 

 

   + مریم ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

آگهی بازرگانی

جدیدترین دستگاه برطرف کننده مشکلات جنسی و جسمی آقایان،بزرگ کننده ، حجیم کننده ،رفع انحنا و این چیزای آقایان.......قابل استفاده در خانه ، ماشین ،کوچه و بازار ......موقع استفاده دیده نمی شود و اینا....آقایان دیگر نگران نباشید . هر لحظه هر مکان  راحت باشید کلن...

   + مریم ; ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()

غر می زنیم باز....

این راننده سرویس دیگه داره رو اعصابم راه میره،هر روز باید توضیح بدم که بابا جان من کارمند اداره هستم ومی تونم با سرویس اداره رفت و آمد کنم و هی اونم بگه :گفتن که شما جزو سرویس نیستین و ....حالا هم نامه از رییس کل می خواد......همه شاکی هستن از حرفاش،کاش می تونستم یه بار که داره غر میزنه بهش بگم بســـــــه دیگه ،ساکت شو،وظیفه ت روانجام بده......(غر می زنه که حقوقش رو زیاد کنن )

پ.ن١: حالا خوبه فردا که می خوام با رییسش صحبت کنم حالم گرفته شد...

پ.ن٢:چرا همه دنیا انگار بغض دارن؟هوا،آدم ها،حرف ها،نوشته ها و خــــودم از همه بیشتر

 

   + مریم ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()