ثبت برای خودم
کیک پختم،کاکایویی،پرتقالی و یه چیزی تویمایه های پای سیب، عالی شدن
همینجوری
1-روزای کاری شلوغی دارم.همیشه اول ماه همینه.خیلی خسته میشم.
2- مامانم خیلی خوبه و خیلی هم دوسش دارم.اما من همیشه از عزیزترین آدمهای زندگیم بیشتر ناراحت میشم و نسبت بهشون حساسم.امیدوارم دلخوریهایی که این روزا از مامانم دارم رو زود فراموش کنم. دلم زود میشکنه از دست مامان...
3- می خوام برن فال قهوه بگیرم...........
.......نوشتنم نمیاد
خسته شدم
نمی دونم من با دنیا نمی سازم یا دنیا با من سر جنگ داره؟
سال خوبی شروع نشده........خدا به خیر بگذرونه،اگه خدایی باشه البته
امروز صبح
گاهی هم اینجوری میشه،بعدکلی تعطیلات در حالی که داری از خواب میمیری صبح میری سر کار، کارت میزنی،کامپیوتر رو روشن میکنی ،بعدش خبر میدن به علت گردوخاک همه تعطیل......کامپیوتر رو خاموش می کنی، کارت میزنی،میای خونه، میخوابی ،تازه چشات داره گرم میشه که با صدای موبایلت دوباره بلند میشی،شماره ناشناسه اما از اونجا که ٣بار پشت سر هم زنگیده فکر میکنی االان دوباره زنگ میزنه،بعد یه دقیقه دوباره صدای موبایل و همون شماره،جواب میدی"بله،الو،الو......"قطع میکنه ....حتما فقط می خواسته مطمین شه یکی رو از خواب بیدار کرده،گوشیت رو خاموش میکنی و با چشمای باز که خواب ازشون فراری شده به سقف نگاه می کنی.......این بود داستان امروز صبح من....
عیدانه
اول :عید همگی مبارک. امیدوارم سال ٨٩ برای همه ما سالی بهتر از ٨٨ باشه .سالی پر از شادی وموفقیت و خنده و آرامش..
دوم: من کلا از عید بدم میاد چون برنامه خاصی نداریم و بیشتر حوصله م سر میره.اما خدا رو چه دیدی شاید یه روز لحظه شماری کنم واسه عید...
- واسه هدیه اولین حقوقم واسه بابام کت و شلوار گرفتم که جنسش هم خیلی خوبه،حالا دیروز بابا اونو پوشیده پز میده که اینو دخترم خریده واسم ،ولی بعدش میگه ایشالا واسه عروسی پسرم(توجه کنید که منظور داداش کوچیکه منم که ۵سال ازم کوچیکتره و اصلا زمان ازدواجش نیست)بپوشم. منم دهنم باز مونده که چرا مامان بابای من اصلا به ذهنشون نمیرسه دختره٢۶ سالشون هم دیگه وقت ازدواجشه اگه قرار به مراسمی باشه نوبته منه.....اصلا انگاری من هنوز یه دختر١۴ ساله م ....
- کیف ها ی طرح گلیم یادتونه؟همونایی که یه مدت مد شده بود؟قبلن داداشم یکی اونجوری بهم هدیه داده بود.حالا بعد چند سال یادش افتادم.گلیمش رنگی و خوشکله.بعنوان کیف مورد استفادم نیست .می خوام ازش توی تزیین اتاقم استفاده کنم.دوخت های کناریش رو شکافتم .الان یه گلیم مستطیلی دارم که به فکرم رسیده اونو بالای تختم به دیوار بکوبم و چند تا عروسک بافتنی که قبل عید دیدم بخرم و روش یا کنارش بزارم.ببینم چی از آب در میاد .البته اینجوری اطرافم خیلی شلوغ میشه .باید از عروسکهام کم کنم که خلوتتر شه.اگه ایده ای واسه این گلیم به ذهنتون رسید بگیدکه به شدت فکرم رو مشغول کرده....
نظرات ()
