میرم خرید لباس.لباسهایی که پرو کردم و دوست داشتم فقط وقتی میتونم بپوشم که یه ۵-۶کیلویی لاغر کنم........منم ناراحت از چاقی خودم ، مواد پخت این نون خوشمزه رو می خرم و تا رسیدم خونه شروع می کنم به پختش.....
جاتون خالی خیلی خوشمزه س....
بــــــــله اینجوریاست ، توی قوم و قبیله ما هر وقت زن و شوهر دعوا میکنن آقای خونه چمدون میبنده میره خونه مامانش........
فکرشو بکنید گریه کردم.....اونهم توی اداره واسه لحن بد آقای "و" و جلوی خودش گریه م گرفت و نتونستم خودمو کنترل کنم.یکی نیست به اینا یکم ادب و احترام یاد میداد.نباید میزاشتم اشکم بیاد اما نتونستم،همیشه زود گریه بودم ....هرچند ناراحتم از این بابت اما میتونم خودمو واسه گریه کردن ببخشم اما واسه اینکه گریه نذاشت جوابش رو بدم خودم رو نمیخشم...
وقتی کسی که تازه چند ماهه نامزد کرده هی از اوضاع کاری و زندگیش میناله و دنبال کسی میگرده تا حرفاش رو بزنه ،از نظر من باید یه مشکلی توی رابطه اش با نامزدش باشه... عادی نیست که به جای وقت گذروندن با اون توی ذهنش با یکی دیگه حرف بزنه و بعد بیاد تعریف کنه....
نظرات ()
