روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

 

بدم میاد همه زندگیم شده کار و اینترنت...

 

   + مریم ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

من دلم بچه میخواد...

 

   + مریم ; ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عصر دو شنبه

از خواب بیدار شدم دیدم هیشکی خونه نیست،هوس کردم بعد مدتها بشینم تلویزیون ببینم (با این امید که تو کانال ها بگردم شاید برنامه جالبی به تورم بخوره)،با خودم گفتم اول کارامو انجام بدم بعدش تلویزیون،نماز خوندم ،دوش گرفتم و چای آماده کردم بعد با یه بالش و پتو کنترل به دست ولو شدم جلو تلویزیون، تلویزیون و ماهواره رو روشن کردم و ..................بعـــــــــــله ماهواره خراب شده و حتی کانالای جمهوری اسلامی رو هم نمی تونم ببینم..........اینم از عصر دو شنبه ما

 

   + مریم ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

"مواظب خودت باش" از جمله هایی هست که ترجیح میدم نشنوم تا اینکه هر کسی به جای خدانگهدار ساده بهم بگه...

 

   + مریم ; ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

چند روزی میخوام برم مسافرت،واسه همین زونکن زدم زیر بغل و اومدم خونه تا از کارام سبک کنم اما لامصب نمی دونم چرا اینهمه زیاده...

دیروز کلی با بعضی از همکارا جر و بحث کردم سر اینکه چرا هنوز کاراشونو به من تحویل ندادن. طفلکی ها مجبورن جمعه هم کار کنن .ناراحتم اما چاره ای دیگه ندارم...

سر کارم. از شغلم بگی نگی راضیم....خونوادم سالم و سلامتن و دوسم دارن، تا حدودی مستقلم ،تفریح دارم....باید خوشحال باشم اما نیستم.

 

   + مریم ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

حرفای چرت و پرت برای فراموش کردن حرفهایی که نباید گفت....

 

   + مریم ; ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

کفش خریدم همه میگن زشتن،خودمم قبول دارم اما دیگه نه به این شدت...کلا یه مدت بدسلیقه شدم.......

من هنوز درس نمی خونم.....

 

   + مریم ; ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()