روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

 

اون چیزی که می نویسم با چیزی که می خواستم بنویسم زمین تا آسمان فرق داره...

 

   + مریم ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

چند تا کتاب خوب معرفی کنید،مطالعه لازم شده م....

                                         با تشکر

   + مریم ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

١-هر چی من اینجا یا جاهای دیگه مینویسم ،محترمانه میگم ها،به خودم مربوطه و لاغیر... هرکی دوست نداره،دلش میگیره،دوستشون نداره یا هرچی نخونه..به همین سادگی عزیز من نخون....چاردیواری اختیاری..اوکی؟

٢- یه مدته همه بهم میگن بداخلاق شدم از همکار گرفته که به قول خودش از ترس واسه پروژه که بهش قولشو داده بودم نیومده پیشم تا دوستا.....حتی یه دوست چتی...من بداخلاقم اخه؟

٣-من هفته آینده کنکور دارم اما نمی خوام برم و به هیشکی هم نمی گم که کنکورو ندادم....

۴- لاغر نمیشم چیکار کنم؟

۵- به یکی ادرس اینجا رو دادم که کاش نمیدادم.همین الان خواستم یه چیزی بنویسم که نمینویسم دیگه....آره با خودتم شک نکن

 

   + مریم ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

 اینجا بنویسم که یادم نره تحت هیچ شرایطی موهامو کوتاه نکنم دیگه و گرنه مثل.... پشیمون میشم ..

مو باید بلند باشه که بشه گیسش کرد...باش بازی کرد و بزاری تو دهنت موقع درس و کار...

آی دلم موی بلند میخواددد....خدایا غلط کردم

 

   + مریم ; ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

امروز رفتم تشییع جنازه مادر همکارم.هرچند آخرش رسیدیم که فقط گریه ش مونده بود...اولین بار بود می رفتم..

 

   + مریم ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

پنجنشبه رو تعطیل کردن واسه صرفه جویی در انرژی(اینجوری گفتن دیگه) بعدش ما باید روزای دیگه ۵/١ ساعت بیشتر بمونیم سر کار....یعنی در مجموع بیشتر از خود پنج شنبه که بودیم...

 

 

   + مریم ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

خدا رشد موهام رو هم بیشتر کن دلم موهای بلند می خواد که دم اسبی ببندم...

 

   + مریم ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

اگه میشد با لاک نماز خوند از خدا راضی تر بودم...

 لاک قرمزو دوست تر دارم....

   + مریم ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

-  یکی از مشکلات من سر کار ندونستن زبون لری هست دارم سعی میکنم یاد بگیرم اما این همکارای من اونقدر تند حرف میزنن که...

 

   + مریم ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

خدا نخواد بی جنبه ای رو که بفهمه توی یه زمینه حرفی واسه گفتن داره و دیگران ازش تعریف میکنن ،اونقدر خودشو گ...ه می کنه که ...

 

   + مریم ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

توی ازدواج های سنتی هیچی بدتر و خنده دار از خواستگاری های خاله زنکی نیست....

چرا اکثر پسرا از دختری که مستقله و واسه حرفی که زده میشه دلیل میخواد میترسن؟

..

   + مریم ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

با هر کی صحبت می کنم ،جمله سومش اینه: خیلی لجبازی...

چرا من لجبازم؟به خدا نیستم...

 

   + مریم ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

- کار مرکز پیش نمیره. انگار تمومی نداره،١ماه شبانه روز چشام پشت کامپیوتر در اومد تا آمار رو با جزئیات کامل تحویل دادم و واسه استان فرستادم ،بعد کلی حالا خانوم ها تشریف اوردن( البته اوردنشون) که اشتباه شمردیم و دوباره میشمریم....آنچنان خونسرد که نمی دونم چیکار کنم باهاشون...

- داداش بزرگه دوباره داره پدر میشه،ایشالا که سالم باشه برادرزاده گلم ،اما هیچکدوم نمی تونیم پنهون کنیم که دوست داریم جنسیتش دختر باشه....

- من به شدت حسود شدم. چیکار کنم؟

 

   + مریم ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()