دخترک اورجینال توی وبلاگش یه مطلبی نوشته در مورد آمنه بهرامی ....خوب موضوع های اینجوری خیلی اوقات ذهن منو مشغول کرده .گاهی گفتم اگه من جای یکی از این افراد بودم چیکار می کردم و البته که همیشه خودم رو جای قربانی ها گذاشتم.و به این نتیجه رسیدم که هیچوقت نمی تونم بگم فلانی باید اعدام بشه یا اینجوری قصاص بشه یا اونجوری....سنگسار بحثش جداست که از نظر من به شدت غیر انسانیه در مورد قتل و مواردی مثل اسیدپاشی..؟نمی دونم شاید چون من آدمی هستم که هیچوقت نتونستم کسایی رو که میرن یه اعدام رو ببینن درک کنم خودم هم نتونم باعث اعدام بشم (این از بخشش من نیست بلکه از اینه که نمیتونم با این فکر زندگی کنم که در مورد زنده بودن یه نفر تصمیم گیری کردم و البته باز هم شاید اگه خدایی نکرده زبونم لال در موقعییتش واقعا باشم یه کار دیگه انجام بدم).شاید از مرگ ادم هایی ناراحت نشدم (و در زندگیم اتفاق افتاده که کسی مرده و واسم مهم نبوده )اما هیچوقت خوشحال نشدم فرقی نمی کنه کی باشه حتی یه اعدامی.....اما یه چیزایی این وسط گاهی کمرنگ شده. توی قضیه دل ارا دارابی شهلا جاهد سکینه اشتیانی همین امنه بهرامی و خیلی های دیگه واسه مخالفت با اعدام و این چیزا اونقدر بد مخالفت میکنن که جای ظالم و مظلوم عوض میشه انگاری که دارن در مورد یه آدم بیگناه حرف میزنن این خیلی وحشتناکه خیلی .شاید ما نباید فراموش کنیم این آدم ها گناه کار هستن قتل کردن خیانت کردن خونواده هایی رو تا ابد داغدار کردن عزیزی رو ازشون گرفتن باید مجازات بشن در گناهکاریشون شکی نباید باشه نباید الکی مظلوم نمایی بشه واسشون ...اگر با نوع مجازات مشکلی هست و فکر می کنیم که انسانی نیست درست دفاع کنیم که حق کسی پایمال نشه حتی در حرف
این نوشته فقط یه حرفه یه احساسی که از خوندن یه مطلب بوجود اومد همین.
همه چی
- ماه رمضون ها دیگه مثل قبلا نیست.قبلنا یه حال و هوای خاصی داشت .دوست داشتم اما الان انگاری فقط شده تشنگی و گشنگی و البته غرولند کردن
-روز اخر شعبان رو روزه گرفتم نمیدونم از میگرن بود که رو به قبله شدم یا از گرمای بالای 50درجه ....هیچوقت بدنم اینقدر سوسول نشده بود که حالا هست
- لازمه بگم خیلی گرمه؟
- دنبال اینم که واسه وقت بیکاریم یه کاری رو شروع کنم و ادامه بدم اما چی ؟عکاسی دوست دارم اما توی این شهر کوچیک آموزش عکاسی نیست....دوستم میگه خطاطی.خطاطی دوست دارم اما نه اونقدر که ادامش بدم. زبان هم که ااز مهر میخوام برم ....اینم روزگار من
- چند روزی تهران بودیم خوش گذشت .عکساشوو باید چاپ کنم اینجا بنویسم که باز یادم نره
- اینجا بنویسم که یادم نره.... باید یاد بگیرم حرف دلم رو بزنم و الا مثل ... پشیمون میشم مثل الان
- آقای "و" رفته مرخصی .وقتی نیست اعصابم آرومه .اصن بودن ادم های پاچه خوار که زیادی وراجی می کنن حالمو بد میکنه..
هیشکی زشت نیست...
چند سال پیش بود ،یکی بهم گفت زشتی ،یعنی حرفی رو که دیگری بهش گفته بود به من رسوند ،گفت فلانی گفته مریم زشته ،ال هست و بل....خوب من اون لحظه به روی خودم نیووردم ولی دلم شکست ،غصه خوردم ،خیلی ، یادم نمیره تا مدت ها خودمو تو آینه نگاه نمی کردم،موقعی که می خواستم صورت بشورم سرمو پایین میزاشتم که خودمو تو آینه نبینم.....روزای بدی بود ،طول کشید تا تونستم دوباره قیافمو دوست داشته باشه ،اما فراموش نکردم هنوزم گاهی که یادم میاد یهو دلم میگیره مثه امروز صبح که با این فکر از خواب بیدار شدم که من زشتم.....به جان هر کی که دوست دارین به هیشکی نگید زشت ،حتی اگه زشت باشه ،حتی اگه به نظر شما هیچ زیبایی نداشته باشه....
اون چیزی که می نویسم با چیزی که می خواستم بنویسم زمین تا آسمان فرق داره...
چند تا کتاب خوب معرفی کنید،مطالعه لازم شده م....
با تشکر
١-هر چی من اینجا یا جاهای دیگه مینویسم ،محترمانه میگم ها،به خودم مربوطه و لاغیر... هرکی دوست نداره،دلش میگیره،دوستشون نداره یا هرچی نخونه..به همین سادگی عزیز من نخون....چاردیواری اختیاری..اوکی؟
٢- یه مدته همه بهم میگن بداخلاق شدم از همکار گرفته که به قول خودش از ترس واسه پروژه که بهش قولشو داده بودم نیومده پیشم تا دوستا.....حتی یه دوست چتی...من بداخلاقم اخه؟
٣-من هفته آینده کنکور دارم اما نمی خوام برم و به هیشکی هم نمی گم که کنکورو ندادم....
۴- لاغر نمیشم چیکار کنم؟
۵- به یکی ادرس اینجا رو دادم که کاش نمیدادم.همین الان خواستم یه چیزی بنویسم که نمینویسم دیگه....آره با خودتم شک نکن
اینجا بنویسم که یادم نره تحت هیچ شرایطی موهامو کوتاه نکنم دیگه و گرنه مثل.... پشیمون میشم ..
مو باید بلند باشه که بشه گیسش کرد...باش بازی کرد و بزاری تو دهنت موقع درس و کار...
آی دلم موی بلند میخواددد....خدایا غلط کردم
امروز رفتم تشییع جنازه مادر همکارم.هرچند آخرش رسیدیم که فقط گریه ش مونده بود...اولین بار بود می رفتم..
پنجنشبه رو تعطیل کردن واسه صرفه جویی در انرژی(اینجوری گفتن دیگه) بعدش ما باید روزای دیگه ۵/١ ساعت بیشتر بمونیم سر کار....یعنی در مجموع بیشتر از خود پنج شنبه که بودیم...
نظرات ()
