روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

 

خدا رشد موهام رو هم بیشتر کن دلم موهای بلند می خواد که دم اسبی ببندم...

 

   + مریم ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

اگه میشد با لاک نماز خوند از خدا راضی تر بودم...

 لاک قرمزو دوست تر دارم....

   + مریم ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

-  یکی از مشکلات من سر کار ندونستن زبون لری هست دارم سعی میکنم یاد بگیرم اما این همکارای من اونقدر تند حرف میزنن که...

 

   + مریم ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

خدا نخواد بی جنبه ای رو که بفهمه توی یه زمینه حرفی واسه گفتن داره و دیگران ازش تعریف میکنن ،اونقدر خودشو گ...ه می کنه که ...

 

   + مریم ; ٧:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

توی ازدواج های سنتی هیچی بدتر و خنده دار از خواستگاری های خاله زنکی نیست....

چرا اکثر پسرا از دختری که مستقله و واسه حرفی که زده میشه دلیل میخواد میترسن؟

..

   + مریم ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

با هر کی صحبت می کنم ،جمله سومش اینه: خیلی لجبازی...

چرا من لجبازم؟به خدا نیستم...

 

   + مریم ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

- کار مرکز پیش نمیره. انگار تمومی نداره،١ماه شبانه روز چشام پشت کامپیوتر در اومد تا آمار رو با جزئیات کامل تحویل دادم و واسه استان فرستادم ،بعد کلی حالا خانوم ها تشریف اوردن( البته اوردنشون) که اشتباه شمردیم و دوباره میشمریم....آنچنان خونسرد که نمی دونم چیکار کنم باهاشون...

- داداش بزرگه دوباره داره پدر میشه،ایشالا که سالم باشه برادرزاده گلم ،اما هیچکدوم نمی تونیم پنهون کنیم که دوست داریم جنسیتش دختر باشه....

- من به شدت حسود شدم. چیکار کنم؟

 

   + مریم ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

بدم میاد همه زندگیم شده کار و اینترنت...

 

   + مریم ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

 

من دلم بچه میخواد...

 

   + مریم ; ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عصر دو شنبه

از خواب بیدار شدم دیدم هیشکی خونه نیست،هوس کردم بعد مدتها بشینم تلویزیون ببینم (با این امید که تو کانال ها بگردم شاید برنامه جالبی به تورم بخوره)،با خودم گفتم اول کارامو انجام بدم بعدش تلویزیون،نماز خوندم ،دوش گرفتم و چای آماده کردم بعد با یه بالش و پتو کنترل به دست ولو شدم جلو تلویزیون، تلویزیون و ماهواره رو روشن کردم و ..................بعـــــــــــله ماهواره خراب شده و حتی کانالای جمهوری اسلامی رو هم نمی تونم ببینم..........اینم از عصر دو شنبه ما

 

   + مریم ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد صفحه قبل →