روز کارمند
امروز روز کارمند بود.(روزم مبارک)
می خوام از چیزایی که توی اداره یاد گرفتم بگم
توی اداره ما همه رئیسن از کارگر گرفته تا مسئول واحد و البته خود رئیس.مثلا فکر کنید من هر بار که می خوام اتاقم تمیز شه 10بار باید به کارگر و مسئول خدمات بگم که شاید یکی بیاد و اتاقو (کف اتاق رو البته) تمیز کنه.
تازه که استخدام شده بودم هر وقت هر کدوم از واحد ها اطلاعاتی ازم می خواستن زود آماده می کردم و خودم تحویل می دادم .اما الان یاد گرفتم که نمیشه.......نباید اینکارو بکنم چون دیگران هم با من همکاری نمی کنن.پس با اینکه یکی از وظایف منه اما منم اطلاعات مربوطه رو همیشه با تاخیر و کلی منت بهشون میدن......مگه اینکه یاد بگیرن هر وقت هرچی خواستم زود آماده کنن...
یاد گرفتم که نه به فکر خلاقیت باشم نه پیشنهادی برای انجام بهتر کارها....چرا؟چون چند باری که از این کارا کردم به ...خوردن افتادم. علاوه بر اینکه کسی نگفت دستت درد نکنه مجبور شدم خودم همه مسئولیتش رو قبول کنم و با کلی استرس کارمو انجام بدم.ورئیس مربوطه جوری رفتار می کنه که انگار از اول دنیا کار به همین منوالی که من پیشنهاد دادم بوده و هیچ چیز جدیدی که نیاز به وقت داشته باشه نیست.پس منم فقط انجام وظیفه می کنم.
یکی دیگه از چیزا هم اینه که از خودم بیشتر از چیزی که باید مایه نذارم.چه دلیلی داره کار اداره رو بیارم خونه و با دقت زیاد انجام بدم؟؟جز اینکه رئیس مربوطه فکر می کنه "خوب پس این کار طول نمیکشه"و کارام روز به روز زیادتر میشه (اضافه کاری هم که به من چون تازه استخدام شدم نمیدن که)...
من کارمند بدی نیستم.کارم رو به موقع انجام میدم.دقت می کنم واگر اشتباهی کردم می پذیرم و راحت از دیگران کمک می گیرم.با خوشرویی و لبخند با دیگران برخورد می کنم و چوب هم لای چرخ کسی نمی ذارم. من کارمند خوبیم اما کارمندی فعال و خلاقی نیستم چون سیستم اداری ما همچین کارمندی رو نمی خواد.چون اداره هایی مثل اداره ما هر کی کمتر کار کنه و غر بزنه روسا بیشتر هواشو دارن که صداش در نیاد.......
نظرات ()
