غر می زنیم باز....
این راننده سرویس دیگه داره رو اعصابم راه میره،هر روز باید توضیح بدم که بابا جان من کارمند اداره هستم ومی تونم با سرویس اداره رفت و آمد کنم و هی اونم بگه :گفتن که شما جزو سرویس نیستین و ....حالا هم نامه از رییس کل می خواد......همه شاکی هستن از حرفاش،کاش می تونستم یه بار که داره غر میزنه بهش بگم بســـــــه دیگه ،ساکت شو،وظیفه ت روانجام بده......(غر می زنه که حقوقش رو زیاد کنن )
پ.ن١: حالا خوبه فردا که می خوام با رییسش صحبت کنم حالم گرفته شد...
پ.ن٢:چرا همه دنیا انگار بغض دارن؟هوا،آدم ها،حرف ها،نوشته ها و خــــودم از همه بیشتر
نظرات ()
