روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

غر می زنیم باز....

این راننده سرویس دیگه داره رو اعصابم راه میره،هر روز باید توضیح بدم که بابا جان من کارمند اداره هستم ومی تونم با سرویس اداره رفت و آمد کنم و هی اونم بگه :گفتن که شما جزو سرویس نیستین و ....حالا هم نامه از رییس کل می خواد......همه شاکی هستن از حرفاش،کاش می تونستم یه بار که داره غر میزنه بهش بگم بســـــــه دیگه ،ساکت شو،وظیفه ت روانجام بده......(غر می زنه که حقوقش رو زیاد کنن )

پ.ن١: حالا خوبه فردا که می خوام با رییسش صحبت کنم حالم گرفته شد...

پ.ن٢:چرا همه دنیا انگار بغض دارن؟هوا،آدم ها،حرف ها،نوشته ها و خــــودم از همه بیشتر

 

   + مریم ; ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸
comment نظرات ()