روزهـــــ ــ ـــــای مـــــــ ــن

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

 

صبح زود رفتم مرکز،کارای آخری رو هم انجام دادم و مدارک رو کامل تحویل دادم و اومدم.بهم گفتن که شنبه اول وقت برم.حالا این یعنی اینکه از شنبه کارم رو شروع می کنم یا نه ،مشخص نشد.

بعد ِ دوهفته رفت وآمد توی مرکز تازه امروز برای اولین بار دیدم یه آدم زنده از قسمتی که قراره من اون جا مشغول به کار شم اومد بیرون و احتمالا همکار آینده بود.

 

   + مریم ; ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸
comment نظرات ()